پست ثابت^_^

اینجا توسط ی دختر دهه هشتادی اداره میشه...که کل زندگیش رو لابه لای کلمات گذرونده...

اشک هایش را لابه لای شعر هایش چال کرده و لابه لای کتاب هایش خواب به چشمانش می آمد!

اینجا...دخترکی هست که

  • ۸ | ۰
  • نظرات [ ۲۶ ]
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • جمعه ۲۲ تیر ۹۷

    64تا وبلاگ به روز شده رو کجای دلم بذارم

    انقدر تند تند آنلاین میشدم جدیدا که نهایتا ۱۰تا وبلاگ به روز شده بودن...

    سه روز نبودم و ۶۴تا وبلاگ به روز شدن...بماااند که خیلیاشونم بیشتر از ی دونه پست گذاشتن

    عفو کنین منو ولی اصن حالم خوب نیس...

    +با اینکه تولدتو ی بار تبریک گفتم ولی بازم مبارکا باشه محمد..

    ++این روزا حال و حوصله اینجا رو هم ندارم...ببخشید!

    +++چهار روز مونده به تولدم...ولی هعییییی😢

  • ۲ | ۰
  • نظرات [ ۳ ]
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • پنجشنبه ۲۸ تیر ۹۷

    هَپی مَپی^___________________^

    خخخخ شاید کسی باور نشه که من تا خیلی بعد تر هم نفهمیدم که مامی حاملس

    حتی وقتی محی بهم گف کُپ کردم خخخخخخخ

    چنین بچه سر به زیری هستم من اصن خخخخخخ

    ولی خب ذوق مرگ شدم چون سال ها بود انتظار ی داداش کوچولوی بامزه رو میکشیدم

    هر جا رفتیم میگفتن بچه چیه میپریدم وسط حرفشون و میگفتم داداشیمه داداشیمه خخ

    یادش بخیر بچه بودیم دیع^_^

    وقتی به دنیا اومدی ذووووق کردم...

    قشنگ یادمه که سر اذون ظهر بود...

    چون من و محدثه داشتیم میرفتیم کلاس بسکتبالمون که بهمون خبر دادن به دنیا اومدی و ما بال زنان اومدیم پیشت خخخخخ

    اما اَمان از موقعی که فهمیدم دختری خخخ

    ناراحت شدم و اولاش خیلی بد باهات رفتار کردم اونقدر بد که هنوزم یادته و دوسم نداری خخخخ

    حتی با وجود اون همه عشقی که نسبت بهت دارم..

    هنوزم با زخم زبون زدنات آزارم میدی خخخخخخ

    هیچوقت نمیدونستم داشتن ی آبجی کوچیک چقدددددر لذت بخش میتونه باشه...

    عاااااااااااشقتم

    عااااااااشق بی محلیات

    عااااشق وقتایی که بهم میگی دوسم نداری و اشکمو در میاری اما من بیشتر عاشقت میشم

    میدونم هیچ وقت نمیتونم اون لحظاتی رو که دلم میخواست پسر باشی اما دختر شدی و من باهات بد شدم

    رو از ذهنت پاک کنم...

    ولی عاشقتم...

    عاشق اینکه هر روز دعوامون بشه و...

     

    تولد 4 سالگیت مبارکا باشه عشقولی آجی:*

     

     
  • ۷ | ۰
  • نظرات [ ۱۹ ]
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • دوشنبه ۲۵ تیر ۹۷

    25

    وای از آن روز

    تو عاشق شوی و من معشوق

    پدری از تو درارم

    که خدا می داند...

    "افشین واعظی"

  • ۱۱ | ۰
  • نظرات [ ۱۹ ]
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • دوشنبه ۲۵ تیر ۹۷

    موقت

    همه پستای غمگینو حذف کردم...

    اینجا فقط اشعار باقی خواهند ماند!



    +حذف کردن اینجا منتفیه:))


    ++لطفا بخونیدش..رو بخونیدش:'(


    میدونم که الان احساس میکنین بازیتون دادم..ولی نه به خدا...

    به جون عزیز ترین کسم..که خدا باشه...

    هیچ وقت چنین کاری رو نخواستم بکنم...

    ببخشین منو...

    :'(

  • نظرات [ ۰ ]
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • يكشنبه ۲۴ تیر ۹۷

    24

    کوه از من گذشت و گفتم

    من بودم که گذشتم.

    درخت مرا پسِ پشت نهاد و گفتم

    من بودم که گذشتم.

    گذشت

    کارِ من نبود،

    کارِ من

    گذشتن بود

    "علیرضا روشن"

  • ۷ | ۰
  • نظرات [ ۱ ]
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • يكشنبه ۲۴ تیر ۹۷

    :):


    ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
    آسمان تو چه رنگ است امروز
    آفتابیست هوا یا گرفته ست هنوز


  • ۱۲ | ۱
  • نظرات [ ۰ ]
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • يكشنبه ۲۴ تیر ۹۷

    23

    عشق درآمد از دَرَم

    دست نهاد بر سرم

    دید مرا که بی تو اَم

    گفت مرا که وایِ تو...

    "مولانا"


    +عاشق این عکسم...

    ++فقط خواستم بگم که مولانا هم گذاشتما خخخ

    دیگه شکایت نکنین:)

    از مولانا بازم میذارم:))

  • ۷ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • شنبه ۲۳ تیر ۹۷

    22

    چه فرقی می کند چه کسی عاشق تر است؟

    مسئله این است

    که آخر این بازی

    تو سهم من نیستی...

    "کامران رسول زاده"


    +امشب فقط شعرای کامران میتونه آرومم کنه...

    وقتیکه دیگه بالشت ها هم آغوشی برای اشک هایم نخواهند بود...


  • ۵ | ۰
  • نظرات [ ۰ ]
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • شنبه ۲۳ تیر ۹۷

    21

    کمی به من برس!

    من از رسیدن تو

    حالم خوب می شود


    "کامران رسول زاده"


  • ۵ | ۰
  • نظرات [ ۱۳ ]
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • شنبه ۲۳ تیر ۹۷

    20

    استخوان هایم را به دندان گرفته می برند
    پنج موش بزرگ
    در جیب های بارانی ام
    انگشت هایم را می جوند
    دارم توی لباس هایم نیست می شوم
    هر شب کلاغی بر می گردد
    قلبم را به منقار می گیرد
    هر روز با پیراهنی که فقط یک قلب دارد
    لا به لای آدم ها...
    دوباره دوست می دارم.

    "آنژیلا عطایی"


  • ۷ | ۰
    • ما جــــــــღــــــدہツ
    • شنبه ۲۳ تیر ۹۷